![]() همسفر : می خواستم با تو همیشه باشم تنها برای مردن از تو پیش تر باشم نامهربانی می کنی با من بگو دیگر تا کی به دنبال نگاهت در به در باشم حالا که سهم آسمان با تو بودن نیست بگذار در کنج قفس بی بال و پر باشم با هرم چشمانت بسوزان تار و پودم را آتش بزن تا گر بگیرم ، شعله ور باشم طاقت نمی آرد دل دیوانه ام بی تو دیگر مخواه از حال و روزت بی خبر باشم .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
یا مهدی عجل علی ظهورک ( با خدا )
خدا کند که بیایی ( جواد و آبجی گلش ) خدای مهربون ( فرشته ) خدای آسمونی من ( همسفر ) حرف دل ( گدای عشق ) یک شب به خانه من بیا خدا ( دوست خدا ) دنیای دو روزه ( طرقه ) پیدای پنهان ( فرشته مهربون و منتظر ) خدایا یاریم کن ( لیلا ) سلطان عشق ( آرش ) نگین سبز ( سعید ) برای تنها گل کویر قلبم ( دلسوخته ) یا عشق ادرکنی ( منتظران ظهور عشق ) او منتظر است و ما غایب ( زهره ) آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
|
زمزمه های دلتنگی
..:: ناگفته های دل کوچیکم برای آقای بزرگم :.. آقا جوونم : سلام . خوبی عزیز دل من ؟ قبل از هر چیز باید بدهیمو صاف کنم . البته نمی شه بدهی که به شما دارم رو صاف کنم . ممنونم . خیلی آروم شدم . رفتن به خونه و دلداری بابا برام خیلی عالی بود . با اینکه ۱ روز بیشتر نبود اما ... خستگی تنها کوله بار دلم و چشمم بود . از دلم و از چشمم گرد ترس ندیدن دوبارشو گرفتی تا سبک تر شه . وقتی باز تونستم روبروی ایوون طلا واسم و باز آروم آروم همراه دلم راهی آسمونها بشم یادم رفت چقدر دنیا و غمش به پاهام زنجیر زده . الهی همسفر فدای قدم مبارکت بشه . . . کی می یایی تا خودم به پات بیفتم و بگم چه جوری مخلصتم . راستی ... نمی دونم چرا وقتی از حرم رضا می نویسم دستام بوی ضریح رو می ده . احساس می کنم بازم راهی شدم و مثل این بار یه هو سر از صحن آزادی در آووردم . خسته ام مهربون اما از خودم و دنیایی که توش ترس از غرق شدن هست و رها کردن دست شما . یه وقت اگه دیدی من بدی کردم و نادونی تو دستت رو باز به من هدیه بده . بدی منو نبین و تنهام نذار . می دونی که تنها با ذکر خدا و یاد شما و حضور نازنین سمانم هست که دردها رو تحمل می کنم . دیگه یاد گرفتم ساکت باشم . آرووم آرووم . فقط واسه شما حرف بزنم و درد دل کنم . می دونم رها نمی کنید اونی رو که جز شما آشنایی رو نمی شناسه و نمی بینه . دوستتون دارم به مولا ....
|